-
مریم جعفری آذرمانی
دوشنبه 17 مردادماه سال 1390 15:16
جهان ویران نخواهد شد امیدی نیست اگر ویران ببینی آنچه دیدی نیست که مثل روز، روشن بود تاریکی فریبش را نخور شعرِ سپیدی نیست تحمّل کن محالِ احتمالش را که در تشدیدِ غم، دردِ شدیدی نیست همان مرگی که ما را میکُشد هر روز شهادت میدهد: دیگر شهیدی نیست درون قفلِ غفلت، هرز میچرخد بخوابید آی بیداران، کلیدی نیست
-
صالح دُروند
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 14:01
به این کنیز که صد شاه زیر سر دارد بگو مرا به غلامی خویش بردارد ترانهخوان و بزککرده میرسد از راه چه فکر تازهای امروز زیر سر دارد؟ شبیه شعر کهن نیست، کلاً اندامی از آن که وصف نمودند، سادهتر دارد مدیترانه به تقلید مویش آرام است فقط یکی دو سه تا موج مختصر دارد خزان نمیوزد از خیس بودن مویش ولی بر آب و هوای ذرهای اثر...
-
صالح دُروند
شنبه 15 مردادماه سال 1390 11:10
از این مسیر دو فرسنگ مانده تا مویت هزار و چند قدم بیشتر به ابرویت دلِ من است که پوشیده چکمهی باد و وزیده است به سوی شلالِ گیسویت دل من است که از دستِ آسمان شمال دلش گرفته و جاری شده است در جویت دل من آه دلِ بیپناه و غمگینی که سربهزیر و پشیمان نشسته پهلویت اگرچه هیچیک از تپه های این اطراف نمانده بی که گذر کرده...
-
صالح دُروند
سهشنبه 11 مردادماه سال 1390 01:56
گذشت از من و تصویر مُستندّش را همین که پاککنِ موج، خطّ ردّش را کسی نبود به یادش به غیر از اقیانوس که البته نگران بود جزر و مدّش را حدودِ پاشنهی کفش ماه یادم نیست که حول و حوش 165 قدّش را... حدیث عشقیمان بوده نسل اندر نسل پدربزرگِ من آن روزگار جدّش را غرورِ سنگیِ مردانهام که یادت هست؟ دو قطره بغض، ترَک دادهاند...
-
صالح دُروند
شنبه 8 مردادماه سال 1390 02:50
گشودی از دو سرِ شانههات، شطها را گذاشتی وسطِ رودخانه، بَطها را هزار کاتب و خطّاط کوفی آمدهاند که از رباعیِ موهات، نوعِ خطها را هماین که متفقالقول در تمامِ کتب نوشتهاند به نام تو، سلطنتها را بلند شو! که زمین، تب بریزد از هیجان برقص حاشیهپردازیِ نمطها را رسیده قبلهنما وقتِ آن که در طوفان کنارِ روسریات گم...
-
صالح دُروند
پنجشنبه 6 مردادماه سال 1390 01:43
موی تو لشگری است برای ستمگریت پیداست موی مشکیات از زیر روسریت محصول قرن چندم هجری است قامتت شاعر شده است رودکی از لهجهی دَریت میداد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لبهام در برابرِ انگورِ عسکریت وقتِ تنت در آب، نمیشد تمیز داد نوعِ تو را از آن بدنِ آدمی- پریت دریا پُر است از آبزیانی شکستهدل که معترض شدند به طرزِ شناگریت...
-
صالح دُروند
چهارشنبه 5 مردادماه سال 1390 02:08
گونههایت دو راهِ بیبرگشت، چشمهایت دو برکهی دورند وسط چشمهایت انگاری، مردمکها دو حبّه انگورند طرح موهای قهوهای رنگت، کشف یک فرشباف تبریزی است نقش برجستههای گیسویت چند سوغاتی از نشابورند چشمی و دیدنت نمیآید، لب و خندیدنت نمیآید شاخهام، چیدنت نمیآید... لحظههایت چهقدر مغرورند دائمالخمرهای بیچاره، به...
-
صالح دُروند
سهشنبه 4 مردادماه سال 1390 01:49
این روسری، آشفتهی یک موی بلند است آشفتگی موی تو دیوانهکننده است بالقوّه سپید است زن امّا زن این شعر موزون و مخیّل شده و قافیهمند است در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او ابروش، کمان دارد و گیسوش کمند است پرواز تماشایی موهای رهایش تصویرِ رها کردن یک دسته پرنده است دل، غرق نگاهی است که مابینِ دو پلکش یک قهوهای سوختهی...
-
صالح دُروند
دوشنبه 3 مردادماه سال 1390 01:31
پیدا شده است با همهی چشمتنگیات از پشتِ دکمه بادکنکهای رنگیات ترکیب جالبی است قلمکاری تنت پهلوی کفش پاشنهدار فرنگیات ترکیب جالبی است هماین عینک مدرن بر روی چشم و ابروی پارینهسنگیات در بحث آفرینش دریاچهی خزر الگو گرفته است خدا از قشنگیات در آسمانخراش، صفای گذشته را دارد هنوز خاطرههای کلنگیات لبخند تو،...
-
میلاد عرفانپور
یکشنبه 2 مردادماه سال 1390 08:40
به هر سو دربهدر دنبال یارم قبولم کن که فرزند بهارم من آن ابرم که در گرمای مرداد اگر باران ندارم، سایه دارم
-
حجّت زمانی
شنبه 1 مردادماه سال 1390 10:27
او سبز گرفت و زرد تحویلم داد این ثانیههای سرد تحویلم داد این دکترتان که عشق نامش باشد با نسخهی خویش، درد تحویلم داد
-
مریم جعفری آذرمانی
پنجشنبه 30 تیرماه سال 1390 07:56
ردِّ پایی در این بیابان نیست اثری از عبور انسان نیست شکم دین به سنگ بسته شده است که تهِ سفره، تکهای نان نیست تا که از باغ سر درآوردند از شقایق، پدر درآوردند بید تا آمد اعتراض کند بیتأمّل تبر درآوردند دل ما با گذشتهها خوش بود عاشق آرش و سیاوش بود کدخدازادهی دهِ بالا وارث اقتدار کورش بود چیزی از اقتدار باقی نیست...
-
مهرداد نصرتی
چهارشنبه 29 تیرماه سال 1390 08:21
تو کز نجابت صدها بهار لبریزی چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟ ببین! سراغ مرا هیچکس نمیگیرد مگر که نیمه شبی، غصهای، غمی، چیزی تو هم که میرسی و با نگاه پُر شورت نمک به تازهترین زخمهام میریزی خلاصه حسرت این ماند بر دلم که شما بیایی و بروی، فتنه برنیانگیزی بخند! باز شبیه همیشه با طعنه بگو که: آه! عجب قصهی...
-
علیرضا بدیع
سهشنبه 28 تیرماه سال 1390 07:59
اگر چه هیچ گُلی چون تنِ تو خوشبو نیست همیشه نافهگشایی به نفع آهو نیست! دلیل این همه سرگشتگی به گردن توست اگر توجّه زنبورها به کندو نیست حضور توست که دلخواه کرده شعرم را و گر نه آینه در ذات خود پریرو نیست بخواه راحت دنیا و آخرت از من! که گفته است دل من، چراغِ جادو نیست؟ میان عاشق و عاشقنما تفاوتهاست یکی از آن همه...
-
طغرا
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 08:37
چشم تو به آهوی ختن سخت شبیه است از چشم تو پیداست که مادربهخطایی
-
فخرالدین اسعد گرگانی
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 08:37
وفا را زاد مادر چون مرا زاد جفا را زاد مادر چون تو را زاد
-
نظامی
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 08:36
یکی مرغ بر کوه بنشست و خاست چه افزود بر کوه یا زو چه کاست من آن مرغم و مملکت کوه من چو رفتم جهان را چه اندوه من بسی چون مرا زاد و هم زود کُشت که نفرین بر این دایهی گوژپشت
-
علیرضا قزوه
یکشنبه 26 تیرماه سال 1390 10:39
سرم را میزنم از بیکسی گاهی به درگاهی نه با خود زادراهی بردم از دنیا نه همراهی اگر زادِ رهی دارم هماین اشک است و فریاد است اگر در کولهام چیزی است، اندوهی است با آهی غروبی را تداعی میکنم با شوق دیدارش تماشا میکنم عطر تنش را هر سحرگاهی دلم یک بار بویش را زیارت کرد... این یعنی نمیخواهد گدایی را براند از درش شاهی...
-
طالب آملی
یکشنبه 26 تیرماه سال 1390 09:02
طالب ز بس عروس غم آوردهام به عقد تا حشر هر شبی، شبِ دامادیِ من است
-
طالب آملی
یکشنبه 26 تیرماه سال 1390 09:01
با چنین بختی که من زادم عجب نبود اگر مادر از نامهربانی، آب در شیرم کند
-
سعدی
جمعه 24 تیرماه سال 1390 22:38
استخوان خردهی مجنون مفکن پیش همای که تعلق به جناب سگ لیلی دارد
-
سعدی
جمعه 24 تیرماه سال 1390 22:37
کبر یکسو نه اگر شاهد درویشانی دیو خوشروی به از حور گرهپیشانی
-
خواجوی کرمانی
جمعه 24 تیرماه سال 1390 08:25
هرکه را سودای لیلی نیست، مجنون آنکس است ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست
-
امیرخسرو دهلوی
جمعه 24 تیرماه سال 1390 08:25
کافردلا! اگر چه کردی حرام، وصلم بادا چو شیر مادر، خونهای ما حلالت
-
محمّدمهدی سیّار
پنجشنبه 23 تیرماه سال 1390 07:52
اهل گلایه نیستم... باشد، برو، باشد باشد... حلالت باد بردی ببر دنیا و دینم را اما بگو اینک از نو کجا پیدا کنم دیگر تنهاییام... تنها رفیق سالهای پیش از اینم را
-
محمّدمهدی سیّار
پنجشنبه 23 تیرماه سال 1390 07:51
گاه بیدلودماغ میکند گاه شور و شوقِ کار میشود عشق تو هر دقیقهای به شیوهای در نهانم آشکار میشود
-
فاضل نظری
سهشنبه 21 تیرماه سال 1390 00:35
ای رفته کمکم از دل و جان، ناگهان بیا مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا قصد من از حیات، تماشای چشم توست ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا چشم حسود کور، سخن با کسی مگو از من نشان بپرس ولی بینشان بیا ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن بیآنکه دلبری کنی از این و آن بیا قلب مرا هنوز به یغما نبردهای ای راهزن دوباره به این...
-
آفتابی ساوهای
دوشنبه 20 تیرماه سال 1390 01:16
بیماری من چون سبب پرسش او شد میمیرم از این غم که چرا بهترم امروز!
-
ابوسعید ابوالخیر
دوشنبه 20 تیرماه سال 1390 01:16
از باده به روی شیخ، رنگ آوردن اسلام ز جانب فرنگ آوردن ناقوس به کعبه در درنگ آوردن بتوان، نتوان تو را به چنگ آوردن
-
وحشی بافقی - اینامه
یکشنبه 19 تیرماه سال 1390 01:59
چون ترکیببند معروف وحشی بافقی با مطلع «ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را» دوست دارم و پس از بررسی سرسری اشعاری که دوستشان دارم و جابهجا یادداشتشان کردهام دریافتم که علاقهی خاصی به اشعاری دارم که معشوقِ مغرورِ بیوفایِ جفاکارِ رقیبنواز را مورد خطاب مستقیم قرار دادهاند... لذا تصمیم به گلچینِ ابیاتی از دیوان...