ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری
ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری

داریوش کشاورز

 شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سال‌ها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده‌ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟

در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟

شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟

شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟

می‌شود با همه‌ی ریشه و رگ‌های تَنَت
سال‌ها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

نظرات 18 + ارسال نظر
محسن سه‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1398 ساعت 02:22

امیر پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1400 ساعت 21:51

الای

ماهان جمعه 10 دی‌ماه سال 1400 ساعت 20:02

هدیه یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1400 ساعت 15:51

شاعره دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1402 ساعت 00:36

باید قسمت بشود ، برای عشق دو طرفه باید جنگید ، تعلل و سستی کنی پی هوس بودی نه عشق

پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1402 ساعت 01:06

بعضی وقت ها قراره نشود...

حسین چهارشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1402 ساعت 23:59

دقیقا الان شده و قسمت نشود

جواب به شاعره چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 21:59

بعضی وقت ها با تمام تلاش بازهم قسمت نشود

هییی یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1402 ساعت 17:33

شده شده

ممد سلامت سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1402 ساعت 02:15

مهدی پنج‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1402 ساعت 18:32

ها...دقیقا!
شد وقسمت نشد وپیرشدم
تاگلو خمار افیون ؛ازهمه سیرشدم
کس نیامدبه برم که چرا؟حال توچیست؟
سوختم؛خاک شدم؛ازهمه دلگیر شدم

عارفه رحیمی دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 10:25

شده عاشق شوی و قسمت بودن نشود؟

سال ها فکر کسی باشیو قسمت نشود؟

پشت یک چهره ی خوشحال به ظاهر سرحال

شده مجنون کسی باشی قسمت نشود؟

غرق در موج تلاطم شوی و

عاشق دیدن یارت شوی، قسمت نشود؟

شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد

تا گلو پیر کسی باشیو قسمت نشود



شده ازاد و رها باشی و تا اخر عمر

در بند کسی باشی و قسمت نشود؟

میشود با همه ی صبر و تلاشم، هنوز

سال ها گیر کسی باشم و قسمت نشود؟


تقابل شعری

Z.g سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 20:20 http://Hipi(z):///dgxv////

شده با بغض بخندی و تمام تن تو
شود از چنگ زمان سرد و دلش خون نشود؟
شده گاهی بنوازی و صدایت از درد
نشود باز و شبی گاه خیالت نشود؟
شده تنها شوی و درد سر سنگ مزار
بگروید ز غمم باز شبت روز شود؟
شده گاهی بزنم چنگ سر گونه و باز
با دگر باشی و غم باز ب یادت نشود؟

امیر جمعه 12 مرداد‌ماه سال 1403 ساعت 14:04

می شود سال ها حسرت بخوری
یارت اما قسمت دیگر بشود

مجتبی شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1403 ساعت 12:33

گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب میشود
گــاهـی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود…
گــه جور میشود خود آن بی مقدمه
گــه با دو صد مقدمه ناجور میشود…
گــاهـی هزار دوره دعا بی اجابت است
گــاهـی نگفته قرعه به نام تو میشود…
گــاهـی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گــاهـی تمام شهر گدای تو میشود…
گــاهـی برای خنده دلم تنگ میشود
گــاهـی دلم تراشه ای از سنگ میشود…
گــاهـی تمام این آبی آسمان ما
یــکباره تیره گشته و بی رنگ میشود…
گــاهـی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هــرچه زندگیست دلت سیر میشود…
گــویـی به خواب بود،جوانی مان گذشت
گــاهـی چه زود فرصتمان دیر میشود…
کــاری ندارم کجایی ، چه میکنی
بـی عـشق سر مکن که دلت پیر میشود

یه کسی جمعه 7 دی‌ماه سال 1403 ساعت 23:54

آره بچهٔ خوب، می‌شود..

علیرضا شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 11:13

این شعر سروده مرحوم نجمه زارع هستش . به اشتباه به نام دیگران زدند

رامین دوشنبه 4 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 04:23

آره شده. بدجورم شده.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد