ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری
ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری

مریم جعفری آذرمانی

کاری نمانده است که با ما نکرده‌اند
با ما چه کار مانده که آن را نکرده‌اند

سر می‌کنیم هرچه ببافند بی‌سران
در شب‌کلاه جز سرِ ما جا نکرده‌اند

گویند رمز عشق نگویید و نشنوید
مشکل حکایتی‌ست که حاشا نکرده‌اند

«خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است»
زنجیرهای پنجره را وا نکرده‌اند

وقتی زبان باز تو را داغ می‌کنند
پس بهتر است تا کُنی‌اش تا نکرده‌اند

غیر از محبتی که سرآغاز بودن است
کاری نمانده است که با ما نکرده‌اند

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد