چو روبهان به ریا رخنه در حرم کردند
برادران مرا خصم جان هم کردند
دوباره قوم قسمخوردۀ برادرکش
فریب پیرهن پاره را علم کردند
رواست مرگ کبوتر که خادمان سفیه
شغال را به حرمخانه محترم کردند
به هر که خامه تزویر زد بها دادند
به هر که لوده خوکان نشد ستم کردند
چه سروهای بلندی که پشت عزت خویش
به باد بندگی روزگار خم کردند
دلم پر است، پر از حرفهای ناگفته
قلم کجاست که دستان من ورم کردند
شعرهایتان بسیار عالی و زیباست. سربلند باشید.