ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری
ماهرویان

ماهرویان

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری

محمدعلی بهمنی

گر هم‌سفر عشق شدی مرد سفر باش
ور نه ره خود گیر و یکی راه‌گذر باش

هم نعره‌ی امواج، گَرَت عربده‌ای نیست
در برکه‌ی آسایش خود زمزمه‌گر باش

هش‌دار که یخ، تاب تب عشق ندارد
گر بسته‌ی قالب‌شده‌ای فکر دگر باش

عیسی‌ات اگر جان بدمد شب‌پره‌ای باز
وام از نفس عشق کن و مرغ سحر باش

هر خواب‌رگی در خور خون تو و من نیست
از خون منی در رگ بیدار خطر باش

***

من ناخلفی با پدر خویش نکردم
های ای خلف زندگی‌ام مثل پدر باش
نظرات 4 + ارسال نظر
محمد پنج‌شنبه 3 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 04:48 http://shanc.blogsky.com

kholfe vade na inast shekastan
dar javani pak boodan hamist
!!!!!
:D
chetor bood

افسونگر دلها پنج‌شنبه 3 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 06:08 http://abomouod.blogsky.com

درود بر شما و بر ماهرویان
جالب بود موفق باشید

خانوم معلم پنج‌شنبه 3 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:43 http://www.anaaa.blogfa.com

موفق باشید

"گل"

بیات جمعه 3 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 11:24

عیسی‌ات اگر جان بدمد شب‌پره‌ای باز(در کتابی من به این شکل دیدم)

ممنونم، اصلاح شد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد