ای که از کوچهی معشوقهی ما میگذری
ای که از کوچهی معشوقهی ما میگذری
گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش
ور نه ره خود گیر و یکی راهگذر باش
هم نعرهی امواج، گَرَت عربدهای نیست
در برکهی آسایش خود زمزمهگر باش
هشدار که یخ، تاب تب عشق ندارد
گر بستهی قالبشدهای فکر دگر باش
عیسیات اگر جان بدمد شبپرهای باز
وام از نفس عشق کن و مرغ سحر باش
هر خوابرگی در خور خون تو و من نیست
از خون منی در رگ بیدار خطر باش
***
من ناخلفی با پدر خویش نکردم
های ای خلف زندگیام مثل پدر باش
kholfe vade na inast shekastan
dar javani pak boodan hamist
!!!!!
:D
chetor bood
درود بر شما و بر ماهرویان
جالب بود موفق باشید
موفق باشید
"گل"
عیسیات اگر جان بدمد شبپرهای باز(در کتابی من به این شکل دیدم)
ممنونم، اصلاح شد.